مشاهده همه 8 نتیجه

نمایش سایدبار
نمایش 9 24 36
-20%
مهمان خدا
بستن

مهمان خدا

۷,۲۰۰ تومان

مهمان خدا --- خاطراتی از شهید ابراهیم هادی

مشخصات جاویدالاثر شهید ابراهیم هادی پور

*نام و نام خانوادگی: ابراهیم هادی پور

*نام پدر : محمدحسین

*محل تولد : تهران

*تاریخ ولادت: ۱۳۳۶/۰۲/۰۱

*تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

*محل شهادت: فکه - کانال کمیل

*نحوه شهادت:  والفجر مقدماتی - جنگ تن به تانک

*مدت عمر: ۲۵ سـال

*محل مزار : جاویدالاثر - یادبود شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا تهران

*قطعه و ردیف و شماره : ۲۶ - ۵۲- ۱

*کتاب مربوط به این شهید: مهمان خدا - خدای خوب ابراهیم - سلام بر ابراهیم۱ - سلام بر ابراهیم۲

مهمان خدا --- خاطراتی از شهید ابراهیم هادی

شهید-ابراهیم-هادی ابراهیم هادی در اولین روز از اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ در محله شهید سهیدی اطراف میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین به شغل بقالی مشغول بود. ابراهیم در نوجوانی پدر را از دست می دهد. دوران ابتدایی را در دبستان طالقانی و دبیرستان را در مدرسه های ابوریحان و کریم خان طی می کند و در سال ۵۵ موفق به اخذ مدرک دیپلم ادبی می شود. همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.  مطالعات غیر درسی، حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی وهمچنین شاگردی استاد مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود. این شهید والامقام، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد. با شروع جنگ تحمیلی عازم میدان نبرد شد ورشادت های زیادی از خود نشان داد. از ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب. و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد. روز ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید. آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه توسط تلویزیون عراق،گرفته شد و در نشریه پلاک هشت نیز منتشر گردید.  

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

  بسم رب الشهداء و الصدیقین اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود. خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم. امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری. خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام. خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم. خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت. و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید. دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود. والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته ابراهیم هادی‌پور

مزار شهید ابراهیم هادی

مزار-شهید-ابراهیم-هادی

متن روی سنگ مزار شهید ابراهیم هادی

بیاد همه شهدای گمنامی که مثل مادر سادات قبر و نشانی ندارند. آغاز گمنامی ۱۳۶۱/۱۱/۲۲  

آخرین صدای ضبط شده شهید ابراهیم هادی شب قبل از عملیات

صوت شهید ابراهیم هادی که یک شب قبل‌از عملیات و ۵ روز قبل‌از شهادت ضبط‌شده و با دوستانش عهد شفاعت می‌بندند. این صوت پس‌از ۳۵ سال، به‌صورت اتفاقی نزد یکی از ورزشکاران پیشکسوت به نام برادر صفوی پیدا شد و توسط سردار نظیفی در مراسم یادواره شهید ابراهیم هادی، که در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ در تالار وزارت کشور برگزار شد ،به خواهر بزرگوار شهید اهدا گردید.
-20%
عارف 12 ساله
بستن

عارف 12 ساله

۹,۶۰۰ تومان

عارف 12 ساله ---   شهید رضا پناهی

مشخصات شهید رضا پناهی

*نام و نام خانوادگی: رضا پناهی

*نام پدر : حکم علی

*محل تولد : کرج

*تاریخ ولادت:  ۱۳۴۹

*تاریخ شهادت : ۱۳۶۱

*محل شهادت: جبهه های حق علیه باطل ، دفاع مقدس

*مدت عمر: ۱۲سال

*محل مزار : کرج - آستان مقدس بی بی سکینه (س)

*قطعه و ردیف و شماره : ۱-۱-۷۵

*کتاب مربوط به این شهید: عارف۱۲ساله

 

عارف ۱۲ساله ---   شهید رضا پناهی

شهید رضا پناهی سال ۱۳۴۹ در کرج به دنیا آمد. در خانواده‌ای مذهبی.  برای حضور در مناطق جنگی سر از پا نمی‌شناخت. بچه دوازده ساله‌ای که می‌گفت: من عاشق الله و امام زمان(ع) شده‌ام و این عشق با هیچ مانعی از دل من بیرون نمی‌رود تا به معشوقم یعنی الله برسم. بالاخره رضایت مادر و سپس رضایت پدر را گرفت و راهی جبهه های حق علیه باطل شد. شهید رضا پناهی وصیت نامه‌اش را قبل از اعزام مخفیانه در نواری ضبط کرد.

در جبهه خلاقیت داشت. یکی از رزمنده‌ها می‌گفت: رضا در جبهه، قوطی کنسروها را جمع می‌کرد و به دم گربه‌ها می‌بست و در کوه رها می‌کرد و می‌گفت: سنگر بگیرید. وقتی گربه‌ها می‌دویدند، صدای قوطی‌ها در کوه می‌پیچید و دشمن فکر می‌کرد رزمنده‌های ایرانی هستند. کوه‌ها را به رگبار می‌بستند و زمانی که به رضا می‌گفتیم چرا این کارها را انجام می‌دهی، می‌گفت: برای اینکه مهمات آن‌ها هدر برود. سرانجام در نهایت معرفت و شناخت کامل به دیدار معبود شتافت.

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید 12 ساله رضا پناهی

هدف من از رفتن به جبهه این است که:

اولاً به ندای «هل من ناصر ینصرنی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه‌ای را که امام عزیزمان بارها در پیام‌ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می‌روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت‌های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کنند او نمی‌تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند.

من به جبهه می‌روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده‌ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم.

من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی‌رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم ؛ و به حق که ما می‌رویم که این حسین زمان و خمینی بت‌شکن را یاری کنیم و به حق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می‌کنند، پاداش عظیم می‌بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله.

 

وصیت‌نامه مکتوب شهید رضا پناهی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم اینجانب با آگاهی کاملی که به شهادت دارم ،برای دفاع از اسلام و حیثیت انقلاب اسلامی و دفاع از مملکت اسلامی به فرمان بزرگ رهبر مسلمانان جهان و مرجع عالی‌قدر حضرت امام‌خمینی به جبهه‌های حق علیه باطل شتافتم و امید است که خون ما نهال نوپای انقلاب اسلامی را بارور کند و شهادت ما موجب آگاهی و رشد فکری جامعه جهانی اسلام گردد . از شما ملت قهرمان می‌خواهم که پشتیبان روحانیت مبارز و متعهد به اسلام باشید که همیشه به قول امام عزیزمان ، روحانیت است که تاکنون اسلام را زنده نگه‌داشته است . و برادران سپاه و بسیج !شما به‌عنوان بازوی مسلح ولایت فقیه ، ( یاد ) سربازان صدر اسلام را زنده کنید .پس باید به وظیفه خطیری که دارید ،آگاه باشید، و آن صیانت از اسلام عزیز است . در این راه باید شب و روز برای رضای خداوند و حراست از دین خدا تلاش کرد. همه ما مدیون این رهبری و این انقلاب هستیم و باید که این انقلاب را به اقصی نقاط دنیا صادر کرده و مقدمه ظهور حضرت مهدی ( عج ) را به فراهم آوریم ... از غیبت و تهمت و افترا دوری کنید و هم در یک صف آهنین برای خدا پیکار کنید و حالت جاذبه داشته باشید تا بتوانید افراد گمراه را به راه راست هدایت کنید .این گفته امام بزرگوارمان را که فرمودند، وحدت کلمه داشته باشید ، درعمل پیاده کرده و همه به ریسمان الهی چنگ بزنید .

تشیع پیکر عارف 12 ساله شهید رضا پناهی

شهید رضا پناهی

 شهید رضا پناهی و همرزمانش

  شهید رضا پناهی

من یک حاج قاسمم

۸,۰۰۰ تومان
"من یک حاج قاسمم" کتابی است برای آشنایی کودکان سرزمینمان ایران با این قهرمان بزرگ!. اثری کودکانه پیرامون این اسوه ماندگار. امید که فرزندان عزیز ما به باوری روشن و تصویری دلنشین از او ،دست یابند. و راهش را ادامه دهند...

منم میشم یه حاج قاسم

۱۲,۰۰۰ تومان

منم میشم یه حاج قاسم

منم میشم یه حاج قاسم نامی است که سالها بر سر زبان این مردم سرزمین خواهد بود. آنچه از این شهید مقاومت و محبت شخصیتی جاودانه ساخت. منم میشم یه حاج قاسم پیوند او با ماندگار ترین خوبی هاست...
-20%
قهرمان من
بستن

قهرمان من

۱۶,۰۰۰ تومان

کتاب قهرمان من --- کتاب سرگرمی کودکان |  یادبود شهید حاج قاسم سلیمانی

مجموعه کتابهای " قهرمان من " به همت گروه فرهنگی " كتاب جهادی " و خواهران جهادگر پایگاه بسیج خواهران شهدای گمنام ( حوزه ۶ حضرت مریم ( س ) ، ناحیه ی میثم مشهد مقدس ) ، تهیه و به چاپ رسیده است. کتـاب جهادی زیر مجموعه ی گروه جهادی " با شهیدان تا ظهور " مفتخر است با تهیه ی کتب خوب با قیمت مناسب ، گامی کوچک در جهت ارتقای فرهنگ کتابخوانی بردارد .

جلد اول

شهید هادی

شهید-ابراهیم-هادی

ابراهیم اسم این ، بنده خوب خدا

یک جوون با ادب ، قوی و پاک و رعنا

 

حسابی ورزش میکرد ، تا بدنش قوی شه

تا کارهای خوب کنه ، تو خوبی اولی شه

 

بازوهای ابراهیم ، قوی و پر زور بودن

استاد والیبال و ضرب ی رو تور بودن

 

ابراهیم وقت بازی ، با پاهای برهنه

با پاچه های تا زده ، میومد توی صحنه

 

این ور تور ابراهیم ، اون ور تور ۵ نفر

با اختلاف ۱۰ تا ، بـرنـده میـشد آخر

ابو وهب

۶,۸۰۰ تومان
ابو وهب    روایتی کوتاه از سردار رشید ، مدافع حرم ، شهید حاج حسین همدانی

ابو وهب    روایتی کوتاه از سردار رشید ، مدافع حرم ، شهید حاج حسین همدانی

نابغه جنگ های نامنظم، جانشین فرمانده کل سپاه در قرارگاه امام حسین(ع)

مشخصات شهید حسین همدانی

*نام و نام خانوادگی: حسین همدانی

*نام پدر : علی آقا

*محل تولد : آبادان

*تاریخ ولادت: ۱۳۲۹/۰۹/۲۹

*تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۰۷/۱۶

*محل شهادت: سوریه - در مسیر حلب

*نحوه شهادت: تروریست های تکفیری

*مدت عمر: ۶۱ سـال

*محل مزار : گلزار شهدای همدان

*کتاب مربوط به این شهید: ابو وهب - خداحافظ سالار- پیغام ماهی ها - ساعت 16 به وقت حلب

ابو وهب---   شهید مدافع حرم حسین همدانی

شهید حسین همدانی متولد بیست و نهم آذر ماه سال ۱۳۲۹ در آبادان است. از خانواده مذهبی بودند. پدرش علی آقا نام داشت. کارمند شرکت ملی نفت بود که به دلیل بیماری وقتی حسین سه ساله بود دار فانی را وداع گفت و مادر به همراه چهار فرزند به زادگاه خود در همدان بازگشت. این شهید گرانقدر با آغاز دوران دفاع مقدس، لحظه‌ای درنگ نکرد و راه کردستان را در پیش گرفت و از آنجا که پیش از جنگ نیز به کمک مردم محروم کردستان شتافته و با دیگر دوستان و همرزمان در آنجا گروهک‌های ضدانقلاب را می‌شناخت، دیری نپایید که به صف دشمن‌ستیزان پیوست و در این ایام مسئولیت‌های زیادی از جمله فرمانده لشکر ۳۲ انصارالحسین استان همدان، فرمانده لشکر ۱۶ قدس استان گیلان، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) تهران و معاونت عملیات قرارگاه قدس را برعهده داشت. این شهید گرانقدر مفتخر به دریافت دو نشان فتح از دستان مقام معظم رهبری و فرمانده کل قواست که به خاطر هدایت و فرماندهی موفق لشکرهای تحت امر در دوران دفاع مقدس بوده است. سرانجام پس از مجاهدت های فراوان عصر پنجشنبه در مسیر حلب سوریه، و به دست تروریست های تکفیری داعشی به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شهید-همدانی

متن وصیت نامه شهید مدافع حرم حسین همدانی

سپاس خدای را که نعمت‌ها فراوان بر ما ارزانی داشت و فراوان شکر که در عصر خمینی (ره) حیاتمان قرار داد، همه پدران و مادران ما در آرزوی این دوران بودند و ندیدند اما ما دیدیم.

دوران احیای اسلام عزیز و عزتمندی ملت‌های مسلمان، مقاومت مجاهدان سپاه اسلام، عصر تحول و شکوه و عظمت در جهان اسلام، عصر بیداری ملت‌ها، عصر زوال طاغوت‌ها، عصر فروپاشی قدرت‌های استکباری و عصر برگشتن به خویشتن.

خدا را هزاران شکر به خاطر نعمت‌هایش، نعمت زندگی در هشت سال دفاع مقدس، زندگی با مجاهدینی که محبوب خدا بودند و میهمان خدا شده‌اند.

زندگی در کنار ملتی که خوش درخشیدند و در مقابل همه توطئه‌ها و فشارهای سنگین دشمنان تسلیم نشدند و مدل شدند، نمونه شدند در بین ملت‌ها که سرآمد همه آنها پدران، مادران، همسران و فرزندان شهیدان گرانقدر ما هستند.

چه افتخاری بالاتر از آنکه آزادگان ما و جانبازان ما و خانواده مقاومشان صبر را شرمنده کردند و ۱۰ سال در اردوگاه‌های حزب بعث صفحه زرین بر تاریخ این ملت نگاشتند. جانبازان ما با تحمل دردهای فراوان حجت را بر ما تمام کردند که باید مقاومت را ادامه داد.

خدای بزرگ را شکر به خاطر نعمت‌ برخورداری از ولایت، ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع).

مگر می‌توان از نعمت بزرگی که خدای مهربان به ما داده برآییم. نعمت ولایت فقیه، امام بزرگوارمان، آن پیر جمارانی؛ نعمت جانشین خلف آن، علی زمانمان که ادامه‌دهنده همان راه و کاروان انقلاب را چه مدبرانه و زیبا از همه گردنه‌ها و کمین‎ ها عبور می‎ دهد اما نه، باید بیش از این شاکر باشیم نه زبانی، بلکه عملی مثل شهیدانمان لبیک بگوییم.

بنده حقیر، حسین همدانی، شاگرد تنبل دفاع مقدس اعتراف می‎ کنم که وظایف خودم را به خوبی انجام ندادم و بعضی موقع‎ ها این نفس سرکش سراغ من می‎ آمد و مرا گول می‎زد، وسوسه می‎ شدم، نق می‎ زدم، در درونم اعتراض ایجاد می‌شد اما خدا مرا کمک می‌کرد، متوجه می‌شدم، پشیمان می‌شدم، توبه می‌کردم و از خدا طلب عفو و بخشش می‌کردم و مرا می‌پذیرفت و این اواخر هم خیلی دلم هوای رفتن کرده بود.

خدا کند که در موقع جان دادن راضی باشد خدای مهربان و خودم به رحمت او امیدوار هستم نه به عملکرد خودم.

از همه دوستان و آشنایان حلالیت می‎طلبم، از امام و مولایم حضرت آیت‌الله ‎العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که نتوانستم سرباز خوبی باشم عذرخواهی و کوتاهی مرا ان‌شاالله به لطف و بزرگواری خودشان ببخشند.

از خانواده شهیدان، جانبازان و آزادگان همیشه شرمنده بودم که نمی‌توانستم خدمتگزار خوبی باشم؛ مرا حلال کنند.

تشکر دارم از همسر عزیزم که همسنگر و همراه خوبی بودند، خداوند ان‌شاالله این عمل شما را ذخیره آخرت قرار دهد و اما سفارش می‌کنم مثل گذشته بدهکار به انقلاب و نظام باشی نه طلبکار. قانع باش در مقابل کمبودها یا کم‎ مهری‌ها صبر داشته باش و مراقب باش فضاسازان تو را ناسپاس نکنند، عشق به ولایت فقیه و اطاعت کامل از ایشان سعادتمندی دنیا و آخرت را دارد.

فرزندانم را سفارش می‌کنم و تأکید بر حفظ ارزش‌های اسلام عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی که با حفظ ارزش‌هایش می‌توانند تأثیرگذار و مدل و الگو باشند، حجاب برتر بر شما واجب است رضایت پدر پیر شما با حفظ ارزش‌هاست. سعادتمندی و عاقبت به خیری شما را از خدای مهربان خواستارم.

برای خواهرانم و برادرم و فرزندان عزیزشان آرزوی سعادتمندی دارم، بسیار دوستان خوبی داشتم که یکایک آنها و زندگی با آنها همیشه در ذهن و خاطراتم ماندگار است و به این دوستی مفتخر هستم.

از همه آشنایان و دوستان می‌خواهم در صورت امکان یک روز برایم نماز و روزه به جای آورند؛ اگر ان‌شاالله در آن عالم دیگر باز هم در کنار شما عزیزان باشم، جبران کنم!

هیچگونه بدهی ندارم و به کسی هم بدهکار نیستم، اما اگر کسی طلبکار بود بدهی را بدهید شاید یادم رفته باشد، به امید رحمت خدایم، خداحافظی با شما و طلب مغفرت بنده گنهکار  حسین همدانی.

۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۴

 

دست نوشته وصیت نامه شهید مدافع حرم حسین همدانی

دست-نوشته-شهید-همدانی

مزار شهید مدافع حرم حسین همدانی

مزار-شهید-همدانی2 مزار-شهید-همدانی1

متن روی مزار شهید مدافع حرم حسین همدانی

مجاهد فی سبیل الله

مدافع حریم آل الله

جرعه نوش کوثر عاشورا

قافله سالار کاروان شهدا

علمدار خستگی ناپذیر جبهه ها

حبیب سپاه فرمانده دلها

سالک طریق گمنامی

سردار سرلشگر پاسدار

شهید حاج حسین همدانی

(ابو وهب)

شهید مدافع حرم حسین همدانی در کنار رهبری و سردار دلها حاج قاسم سلیمانی

سردار شهید همدانی در کنار رهبری
-20%
آن مرد در باران می آید. 
بستن

آن مرد با باران می آید

۲۸,۰۰۰ تومان

آن مرد با باران می آید --- خاطراتی از دوران انقلاب اسلامی

آن مرد در باران می آید

تقریظ رهبری برای  کتاب   آن مرد با باران می آید

بسیار خوب و هنرمندانه و پر جاذبه نوشته شده است. تصویری که از ماههای آخر مبارزات نشان  میدهد، درست و روشن و واقعی است. به گمان من همه ی جوانها و نوجوانهای امروز به خواندن این کتاب و امثال آن نیاز دارند. از نویسنده ی کتاب باید تقدیر و تشکر شود ان شاءالله

مرداد 98

 

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

تا صبح ، در خواب هذیان می گویم ، این را بهناز می گوید . خودم چیز زیادی یادم نمی آید . فقط می دانم که اصلا خوب نخوابیدم نه خواب بودم ، نه بیدار. اما پشت سرهم کابوس می دیدم.

کابوس جنازه هایی که روی زمین بودند و تانک هایی که با سرعت از رویشان رد می شدند . بعضی ها هنوز زنده بودند و نمی توانستند حرکت کند ، ناله می کردند و با وحشت به تانک ها ، که هر لحظه نزدیک تر نگاه میکردند . دست یکی شان را گرفتـه بـودم و با تمام می شدند . قدرت می کشیدم تا نجاتش بدهم ، اما زورم نمی رسید . تانک ها هر لحظه نزدیک و نزدیک تر می شدند . صدای زنجیر چرخ هایشان توی سرم پیچیده بود.

عرق سردی از سر و رویم می بارید . به مجروحی که دستش در دستم بود ، نگاه کردم . بهـروز بـود . با التماس نگاهم می کرد . خـون از سر و پیشانی اش جـاری بـود . همه ی زور و توانم را در بازوهایم جمع کردم تانک اولی نزدیک شد و از روی یکی از جنازه ها رد شد.

خوب نگاه کردم سعید بود ، با فریاد بلندی از خواب میپرم. پیشانی و بالشم خیس عرق است.

مامان و بهناز با چهره هایی وحشت زده ، کنار رختخوابم نـشـسته اند . مامان به زور ليوان آب را بـه خـوردم می دهند . بابـا هـم تـوی جایش نشـته و خواب آلـود با چشمانی قرمز و نگران نگاهم می کند . بیرون هنوز هـوا تاریک است.

تا صبح ، بارها این کابوس ها را می بینم ، یادم نمی آید چندبار فریادکشان از جا پریدم و چند بار مامان و بابا و بهناز را با چهره هایی نگران بالای سرم دیدم آفتاب تـوی حیاط پخش شده که از خواب بیدار می شـوم. بهناز می گوید تازه بعد از اذان صبح بودکه کمی راحت خوابیده ام.

دهانم تلخ است . سرم تیر می کشد و دست و پاهایم درد میکند . انگار تمام شب را به جـای خـواب ، جنگیـده ام.

مامان کاسه ای سـوپ داغ برایم می آورد . بهناز با دلسوزی سوپ را هم می زند و فوت می کند تا سرد شود . مامان دستی به پیشانی ام میکشد خدا رو شکر ! ... تبت قطع شده .

ناگهان چیزی در ذهنم جرقه می زند : « سعید ... »

با وحشت از جا می پرم . پتـو دور دست و پاهایم می پیچد نزدیک است بـا سـر بـخـورم زمین.

مامان دستم را می گیرد . .کجا ؟

با التماس نگاهش می کنم : . سعید ! ... سعید چی شد ؟

...

-20%
مدرسه درس آموز حاج قاسم
بستن

مدرسه درس آموز حاج قاسم

۳۱,۲۰۰ تومان
"مدرسه درس آموز حاج قاسم" عنوان کتابی است متناسب با روحیه نوجوانان و جوانان . توضیح مختصری از مرام و منش فرمانده دلها. برای نسل نوجوان و جوان انقلاب. در مقدمه این کتاب می خوانیم: در دنیایی که هر کس به طریقی به دنبال آن است. تا ذهنها و دلها را به سوی خود بکشد و نقش و نگاری روی آن نقاشی کند. چه زیباست که انسان نام یک شهید یا عکس آن را بر لوح دلش حکاکی کند . تا از او الگو بگیرد و بداند چه کسانی رفتند و جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند. تا ما در کمال امنیت و آسایش و آرامش درس بخوانیم . به مدارج عالی علمی و شغلی برسیم.