نمایش 241–252 از 267 نتیجه

نمایش سایدبار
نمایش 9 24 36

شهادت شکار

۳۱,۲۰۰ تومان

شهادت شکار --- جستاری در خاطرات و دست نوشته های شهید علی تجلایی

مسئول طرح و عملیات قرارگاه خاتم سپاه

مشخصات شهید علی تجلایی

*نام و نام خانوادگی: علی تجلایی

*نام پدر : مقصود

*محل تولد : تبریز

*تاریخ ولادت: 1338/05/05

*تاریخ شهادت : 1363/12/25

*محل شهادت: ، شرق دجله

*نحوه شهادت:  طی عملیات بدر، هورالعظیم، محل القرنه

*مدت عمر: 45 سـال

*محل مزار : جاویدالاثر - یادبود شهید در گلزار شهدای بقائیه مارالال تبریز

*کتاب مربوط به این شهید: شهادت شکار

  شهید-تجلابی

متن دست نوشته شهید حاج قاسم سلیمانی بر کتاب "شهادت شکار"

این دست نوشته های زیبا و عبرت آمیز را خواندم . تماماً تجلى عمق قلبی شهید تجلایی بود . دینداری عمیق ، بی تاب شهادت ، شجاعت در عمل ، فهم درتدبیر ذکاوت در اداره بیزاری از دنیا و همه توجه به خدا و قیامت ، همه آن ها را در حیات حضوری وشهودی او ما شاهد بودیم و نورانیت فوق العاده تجلی خورشید درونی او بود . خود همین نوشته ها بدون دستکاری ، پیام زیبا و ارزشمندی برای هر طالب راهی به سوی خدا است. اگرکسی بتواند همان چند صفحه کوتاه او را در بحث سوسنگرد ، آن حماسه ارزشمند به هنر و نوشته تبدیل کند ، زیباترین جلوه بشری و غیرت و همت یک انسان را می تواند به نمایش بگذارد . درود و رحمت ورضوان خداوند سبحان برآن عاشق ده ها باربه شهادت رسیده اش علی عزیزکه استادم نه در آموزش بلکه در همه چیز بود و به خوبی حق این نام مبارک وزیبای علی را به جا آورد و تجلی ، تجلی چنین نام نام آوری شد .

قاسم سلیمانی ۹۷/۵/۱۷

شهید-تجلابی

وصیتنامه شهید علی تجلایی

به خدا سوگند، يك لحظه از اين عهد و پيماني كه با تو بسته ام ، نظرم برنخواهد گشت و آخرين قطره خوني كه از بدنم بيرون ريزد ، نقش « خميني رهبر » خواهد بست . زيرا كه من اين وفاداري را از مكتب كربلا, از پرچمدار اباعبدالله (ع) آموخته ام و عينيت اين وفاداري را از سيدمان و مولايم شهيد آيت الله بهشتي آموخته ام . ای امام امت و ای امید مستضعفان! بدان که من مقلد و مطیع امر تو، که همان اطاعت از رسول خدا (ص) است، تا آخرین قطره خونم که در زمین نقش الله اکبر خمینی رهبر»خواهد بست،سرباز تو خواهم بود و تو فرماندهم خواهی بود.

پدر و مادر عزيزم كه غم و اندوه شهادت برادرم مهدي از دل شما بيرون نرفته ، مبادا از شهادت من و برادرم متأثر شويد و هر چه گريه مي كنيد ، گريه بر مصيبتهاي سرور شهيدان و اهل بيت او بكنيد. شما نباید بر شهادت ما گریه کنید ، زیرا که ما مرده ای بیچاره و درمانده نیستیم . بر آن کس گریه کنید که درمانده است و راه نورو هدایت الهی را گم کرده است و از صراط مستقیم منحرف شده است . ما با جانبازی و ایثار خون به عنوان یک تکلیف الهی استکبار جهانی را بر زمین کوفتیم و بر ظالمان و ستمگران و مستبدان غالب شدیم . آیا در این صورت گریه بر ما رواست ؟ هرگز ! بلکه خنده بر لب داشته باشید و احساس غرور کنید و خوشحال باشید که در سایه برنامه های تربیتی اسلام توانستید فرزندانی را در خط ولايت و امامت بپرورانيد.

نه تنها براي مهدي و من و ديگر شهيدان گريه نكنيد ، بلكه گور و مزار ما را هم جستجو مكنيد . به اين بيانديشيد كه ما براي چه شهيد شديم و چه راهي را براي رسيدن به مقصود و معبود خود برگزيديم ... . دعا كنيد كه خداوند متعال از گناهانم درگذرد . فرزند شما علی

همسرم ! مي دانم پس از من بايستي مشكلات زيادي را در تربيت و بزرگ كردن فرزندان بدون پدر متحمل گردي ... بشارت بزرگي است براي شما كه خداوند رحمان - اگر توفيق شهادت نصيب اين بنده گناهكار بنمايد - آنچنان كه وعده فرموده ، سرپرست اصلي شما خواهد بود كه اين نعمت و رحمت ، شامل كمتر خانواده اي مي شود ... . شكرانه اين نعمت ، صبر و استقامت در برابر مشكلات و عبوديت كامل به درگاه خداوند متعال مي باشد . به جامعه نشان بده كه چگونه مي توان در عمل ، پيرو حضرت فاطمه زهرا (س) و دخترش زينب (س) بود و هم مادري خوب بود و هم پيام رساني آتشين كه پيامش تاريخ بشريت را تكان دهد .دخترم مي دانم كه حالا كوچكي و مرا به ياد نمي آوري وليكن دخترم ، وقتي كه بزرگ شوي حتماً جوياي حال پدرت و علت شهادت پدرت خواهي بود . بدان كه پدرت يك پاسدار بود و تو نيز بايد پاسدار خون پدرت باشي .

دخترم ! مي دانم يتيمانه زندگي كردن و بزرگ شدن در جامعه مشكل است وليكن بدان كه حسين و حسن و زينب يتيم بودند . حتي پيامبر اسلام نيز يتيم بزرگ شد . دخترم ! هر وقت دلت گرفت ، زيارت عاشورا را بخوان و مصيبتهاي سرور شهيدان تاريخ ، حسين (ع) را بنگر و انديشه كن ... . اميدوارم كه در آينده وارث شايسته اي براي پدرت باشي . پروردگارا مرا و فرزندانم را برپادارنده نماز قرار ده و دعايم را بپذير .

برادران پاسدار اميدوارم با بزرگواري خودتان اين بنده ذليل خدا را عفو وحلال كنيد. سفارشـي چنـد از مولايمـان علـي (ع) بـراي شمـا دارم ، باشـد كـه راهنمـاي شمـا باشـد در امـر پاسداريتـان .

- در همه حال پرهيزگار باشيد و خدا را ناظر بر اعمال خود بدانيد .

- ياور ستمديدگان و مستمندان جامعه و ياور تمامي مستضعفين باشيد . مبادا يتيمان و فرزندان شهدا را فراموش كنيد.

- در راه تحقق اهداف اين انقلاب آزادي بخش ، از جان و مال خود دريغ نكنيد .

- سلسله مراتب و اطاعت از مسئولان را با توجه به اصل ولايت رعايت كنيد .

- در هر زمان و هر مكان ، با دست و زبان و عمل ، امر به معروف و نهي از منكر كنيد .

برادران مسئـول اگر به طـور مستمـر در جهت پيشبـرد اهداف انقلاب ، شبـانه روز فعاليت مي كنيد ، عدالت در كارهايتان و تصميم گيريهايتان به عنوان يك مرز ايمان داشته باشيد. اگر اين مرز شكسته شـود و پاي انسان به آن طرف مرز برسد ، ديگر حـد و قانونـي را براي خـود نمي شناسد. عدالت را فداي مصلحت نكنيد . پرحوصله باشيد و در برآوردن حاجات و نيازهاي زيردستان بكوشيد . در قلب خود ، مهرباني و لطف به مردم را بيدار كنيد . طوري رفتار نكنيد كه از شما كراهت داشته باشند. موفقيت شما را در جهاد دروني و جهاد آزاديبخش از خداوند متعال خواهانم . رفتن به جبهه ها و دفاع از كيان اسلام و قرآن ، براي مردان خدا تكليف و امتحان بزرگي محسوب مي شود . زيرا جبهه آزمايشگاه مردان خداست ... براي اين آزمايش ، بايستي از تمام وابستگي مادي و غير خدا گسست و عاشقانه به سوی خدا شتافت .

از بدو انقلاب ، رسيدن به لقاءالله و ريخته شدن خونم در پای درخت اسلام برايم اصل بوده و هست . جبهه آسان ترين و نزديك ترين صراط برای رسيدن به اين اهداف است . همه وقتی فهميده اند كه می خواهم به عنوان تك تيرانداز در عمليات شركت كنم ، مرا نصيحت می كنند و مشكلات زندگي و فرزندانم را به من گوشزد می كنند و سعی می كنند ، تجربه ام و مسئوليتم را برايم بزرگ جلوه بدهند و القا كنند كه براي سپاه و انقلاب و جنگ لازم تر هستم .

ولی ، همه بايد بدانند كه حرف من چيز ديگری و هدفم ، هدف والايی است . زيرا توفيق شركت در مدرسه عشق و بسيج با ارزش و نتيجه بخش خواهد بود ، زيرا ارزشهايی كه از شركت در جنگ ، به دور از مسئوليت هاي دنيوی براي يك فرد رزمنده ساده نصيب می شود ، خارج از بحث و فكر و عقل بشر خاكی است و بدانيد كه جبهه براي مردان خدا خيلی زيباست ، زيرا هر چه در آن بينی ، نور خداست و صحبت شهادت و ايثار . حرف ، حرف شهادت . و آنچه بينی چهره مردان مصمم و جوانان معصوم كه با تمام وجودشان برای انجام تكليف الهی ، در رفتن به خط مقدم ، سعی می كنند بر يكديگر پيشی گيرند . حال ، قضاوت كنيد كه انسان چگونه می تواند مصاحبت و برادري چنين انسانهايي را ناديده بگيرد ؟

و اما نهايت سخنم ، طلب رحمت از خداوند متعال.برای شما ، خانواده ام ، همسرم و پدر و مادرم است.و درخواست حلالیت اين بنده گناهكار از تمام رزمندگان.، به خصوص برادران لشكر عاشورا.و سپاه منطقه پنج و قرارگاه خاتم الانبياء (ص).مي خواهم كه مرا حلال كنند.، زيرا ديگر برايم قلباً الهام شده.كه اين بار - اگر خداوند رحمان و رحيم بخواهد.- به فيض شهادت نائل خواهم آمد.. لذا ديگر منتظر من نباشيد چون من به ديدار معشوق خود.و ديدار سرور آزادگان اباعبدالله (ع).و شهدای كربلا حسينی ايران شتافته ام.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

علي تجلايي

مادر-شهید-تجلابی شهید-تجلابی

حضرت یار 3

۳۱,۲۰۰ تومان

حضرت یار 3  --- جستارهایی در خاطرات شفاهی حضرت آیت الله خامنه ای از هشت سال دفاع مقدس

« حضرت آیت الله خامنه ای » از جمله افرادی هستند که حضور پر رنگی چه در صحنه ی رزم و چه در صحنه ی پشت جنگ داشته اند . بعد از شروع جنگ ، معظم له با اذن از حضرت امام خمینی ، حضوری هشت ، نه ماهه در جبهه های جنوب و غرب داشته و نقش به سزایی در راهبرد امور جنگ در آن مقطع ایفا کردند . در « حضرت یار ۳ » بر آن شدم تا خاطراتی که ایشان از آن مقطع طلایی انقلاب اسلامی ایران ، بیان فرموده اند را تدوین و در معرض علاقمندان قرار دهم . به ندرت اتفاق افتاده است که معظم له جلسه ای پیرامون بیان خاطرات شان از جنگ برگزار نمایند ؛ به جز چند مورد که در این مجلد هم آمده است مانند مصاحبه با گروه روایت فتح.

ایشان خاطرات و دیده های خود از آن نه ماه و پس از آن در بیانات گوناگون بنا به فراخور حال جلسه بیان فرموده اند ، و این بریده و نکته گویی و اشارات و بعضاً تفصیل گویی ها که ایشان از خاطرات و ماوقع اتفاقاتی که در دفاع مقدس رخ داده ، داشته اند ، در مصاحبه ها ، سخنرانی ها و مراسمات گوناگون، کم نیست؛ مانند دیده های حضرت شان از مقطع ابتدای جنگ ، از کارشکنی های بنی صدر ، فرمانده وقت كل قوا ، مظلومیت پاسداران اسلام ، رشادت برادران ارتشی ، توصیف مردان جاودانه و شهدای ماندگار تاریخ دفاع مقدس همچون شهید « مصطفی چمران » ، شهید « مهدی باکری » ، شهید « محمد بروجردی » ، شهید « محمود کاوه » و بسیاری دیگر ؛ بیان دلتنگی ها و عشق به شهادت و ... همه از موارد مختلفی است که ایشان در بیانات شان مطرح نموده اند .

بالطبع بيانات و اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای در باب جنگ و دفاع مقدس بسیار بیشتر از مطالب مندرج در این مصحف است و ناظم این اثر ، ادعای کاملیت بر آن ندارد . در واقع این متون دست چینی از خاطرات و بیانات در دسترس از حضرت شان است که درباره ی مقوله ی دفاع مقدس ایراد فرموده اند.

یکی از خاطرات ایشان در خصوص خانواده شهدا:

من خانواده شهیدی را دیدم که فقط همان یک پسر را داشتند و خدای متعال آن پسر را از آنان گرفته بود. البته از این قبیل زیاد دیدم. این یک نمونه اش. وقتی انسان عکس آن جوان را هنگامی که با پدرش خدا حافظی می کرد که به جبهه برود می دید با خودش فکر و این جوان کشته شود ، پدر و مادرش تا ابد خون خواهند گریست ؛ یعنی منظره را نشان می داد ، بستگی آن پدر و مادر به آن جوان از این منظره كاملا مشخص بود . .من آن عکسی را دارم . آن را بعد برای من آوردند.

من هم آن عکس را قاب شده نگه داشته ام ، این عکس حال مخصوصی دارد . اما خدای متعال به آن پدر و مادر آرامش و تسلایی بخشیده بود که خود پدرش به من گفت : من فکر می کردم اگر این بچه کشته شود ، من خواهم مرد . » یعنی همان احساسی را که من از مشاهده ی آن عکس داشتم ، ایشان به اظهارانش تایید می کرد ، می گفت : « ولی خدای متعال دل ما را آرام کرد . " * من یک وقت در دوران جنگ ، وصیت نامه ی جوانی را بعد از شهادتش دیدم ؛ خیلی عرفانی بود و من را خیلی منقلب کرد . پدر بزرگ این جوان ، یکی از مراجع معروف عارف و سالک بود . من به دوستان گفتم اعتقادم این است که این جوان در سنین هفده ، هجده سالگی آن راهی را عملی کرد و به آن جایی رسید که پدر بزرگ او با پنجاه سال سلوک عرفانی و علمی نتوانسته بود به آن جا برسد ".

حضرت آقا

در یک وصیت نامه ای خواندم که می گوید : من بی قرارم ، بی قرارم ! آتشی در دل من است که مرا بی تاب کرده است . به هیچ چیز دیگر آرامش پیدا نمی کنم ؛ مگر به لقای تو ، ای خدای محبوب عزیز! این سخن یک جوان است .

این همان چیزی است که یک سانک و یک عارف ، بعد از سال ها مجاهدت و سال ها ریاضت ممکن است به آن جا برسد ؛ اما یک جوان نوخاسته ، در میدان نبرد و در میدان جهاد آن چنان مشمول تفضل الهی قرار می گیرد که این ره صدساله را یک شبه می پیماید ؛ و این احساس بی قراری و شوق ، از سوی پروردگار پاسخ مناسب می یابد . خود این شوق هم لطف خدا و جاذبه حضرت حق متعال است ؛ این شگفتی بزرگی است

جوانمرد – 2

۳۱,۲۰۰ تومان

جوانمرد - 2   خاطراتی از شهید ابراهیم هادی

مشخصات جاویدالاثر شهید ابراهیم هادی پور

*نام و نام خانوادگی: ابراهیم هادی پور

*نام پدر : محمدحسین

*محل تولد : تهران

*تاریخ ولادت: ۱۳۳۶/۰۲/۰۱

*تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

*محل شهادت: فکه - کانال کمیل

*نحوه شهادت:  والفجر مقدماتی - جنگ تن به تانک

*مدت عمر: ۲۵ سـال

*محل مزار : جاویدالاثر - یادبود شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا تهران

*قطعه و ردیف و شماره : ۲۶ - ۵۲- ۱

*کتاب مربوط به این شهید: جوانمرد 2 - جونمرد 1 - خدای خوب ابراهیم - سلام بر ابراهیم1 - سلام بر ابراهیم2 - داداش ابراهیم

 

جوانمرد - 2   خاطراتی از شهید ابراهیم هادی

شهید-ابراهیم-هادی

ابراهیم هادی در اولین روز از اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ در محله شهید سهیدی اطراف میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین به شغل بقالی مشغول بود. ابراهیم در نوجوانی پدر را از دست می دهد. دوران ابتدایی را در دبستان طالقانی و دبیرستان را در مدرسه های ابوریحان و کریم خان طی می کند و در سال ۵۵ موفق به اخذ مدرک دیپلم ادبی می شود. همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.  مطالعات غیر درسی، حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی وهمچنین شاگردی استاد مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود. این شهید والامقام، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد. با شروع جنگ تحمیلی عازم میدان نبرد شد ورشادت های زیادی از خود نشان داد. از ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب. و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد. روز ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید. آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه توسط تلویزیون عراق،گرفته شد و در نشریه پلاک هشت نیز منتشر گردید.

 

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود.

خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم.

امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری.

خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام.

خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم.

خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت.

و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید.

دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته

ابراهیم هادی‌پور

مزار شهید ابراهیم هادی

مزار-شهید-ابراهیم-هادی

متن روی سنگ مزار شهید ابراهیم هادی

بیاد همه شهدای گمنامی

که مثل مادر سادات قبر و نشانی ندارند.

آغاز گمنامی ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

 

آخرین صدای ضبط شده شهید ابراهیم هادی شب قبل از عملیات

صوت شهید ابراهیم هادی که یک شب قبل‌از عملیات و ۵ روز قبل‌از شهادت ضبط‌شده و با دوستانش عهد شفاعت می‌بندند. این صوت پس‌از ۳۵ سال، به‌صورت اتفاقی نزد یکی از ورزشکاران پیشکسوت به نام برادر صفوی پیدا شد و توسط سردار نظیفی در مراسم یادواره شهید ابراهیم هادی، که در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ در تالار وزارت کشور برگزار شد ،به خواهر بزرگوار شهید اهدا گردید.

جوانمرد – 1

۳۶,۰۰۰ تومان

جوانمرد - 1 روایت زندگی و خاطرات شهید ابراهیم هادی

مشخصات جاویدالاثر شهید ابراهیم هادی پور

*نام و نام خانوادگی: ابراهیم هادی پور

*نام پدر : محمدحسین

*محل تولد : تهران

*تاریخ ولادت: ۱۳۳۶/۰۲/۰۱

*تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

*محل شهادت: فکه - کانال کمیل

*نحوه شهادت:  والفجر مقدماتی - جنگ تن به تانک

*مدت عمر: ۲۵ سـال

*محل مزار : جاویدالاثر - یادبود شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا تهران

*قطعه و ردیف و شماره : ۲۶ - ۵۲- ۱

*کتاب مربوط به این شهید: جوانمرد 1 - جونمرد 2 - خدای خوب ابراهیم - سلام بر ابراهیم1 - سلام بر ابراهیم2 - داداش ابراهیم

 

جوانمرد - 1 روایت زندگی و خاطرات شهید ابراهیم هادی

شهید-ابراهیم-هادی

ابراهیم هادی در اولین روز از اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ در محله شهید سهیدی اطراف میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین به شغل بقالی مشغول بود. ابراهیم در نوجوانی پدر را از دست می دهد. دوران ابتدایی را در دبستان طالقانی و دبیرستان را در مدرسه های ابوریحان و کریم خان طی می کند و در سال ۵۵ موفق به اخذ مدرک دیپلم ادبی می شود. همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.  مطالعات غیر درسی، حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی وهمچنین شاگردی استاد مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود. این شهید والامقام، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد. با شروع جنگ تحمیلی عازم میدان نبرد شد ورشادت های زیادی از خود نشان داد. از ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب. و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد. روز ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید. آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه توسط تلویزیون عراق،گرفته شد و در نشریه پلاک هشت نیز منتشر گردید.

 

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود.

خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم.

امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری.

خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام.

خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم.

خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت.

و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید.

دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته

ابراهیم هادی‌پور

مزار شهید ابراهیم هادی

مزار-شهید-ابراهیم-هادی

متن روی سنگ مزار شهید ابراهیم هادی

بیاد همه شهدای گمنامی

که مثل مادر سادات قبر و نشانی ندارند.

آغاز گمنامی ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

 

آخرین صدای ضبط شده شهید ابراهیم هادی شب قبل از عملیات

صوت شهید ابراهیم هادی که یک شب قبل‌از عملیات و ۵ روز قبل‌از شهادت ضبط‌شده و با دوستانش عهد شفاعت می‌بندند. این صوت پس‌از ۳۵ سال، به‌صورت اتفاقی نزد یکی از ورزشکاران پیشکسوت به نام برادر صفوی پیدا شد و توسط سردار نظیفی در مراسم یادواره شهید ابراهیم هادی، که در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ در تالار وزارت کشور برگزار شد ،به خواهر بزرگوار شهید اهدا گردید.

داداش ابراهیم

۱۷,۶۰۰ تومان

داداش ابراهیم

مشخصات جاویدالاثر شهید ابراهیم هادی پور

*نام و نام خانوادگی: ابراهیم هادی پور

*نام پدر : محمدحسین

*محل تولد : تهران

*تاریخ ولادت: ۱۳۳۶/۰۲/۰۱

*تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

*محل شهادت: فکه - کانال کمیل

*نحوه شهادت:  والفجر مقدماتی - جنگ تن به تانک

*مدت عمر: ۲۵ سـال

*محل مزار : جاویدالاثر - یادبود شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا تهران

*قطعه و ردیف و شماره : ۲۶ - ۵۲- ۱

*کتاب مربوط به این شهیدداداش ابراهیم-جوانمرد 2 - جونمرد 1 - خدای خوب ابراهیم - سلام بر ابراهیم1 - سلام بر ابراهیم2  

داداش ابراهیم

شهید-ابراهیم-هادی

ابراهیم هادی در اولین روز از اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ در محله شهید سهیدی اطراف میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین به شغل بقالی مشغول بود. ابراهیم در نوجوانی پدر را از دست می دهد. دوران ابتدایی را در دبستان طالقانی و دبیرستان را در مدرسه های ابوریحان و کریم خان طی می کند و در سال ۵۵ موفق به اخذ مدرک دیپلم ادبی می شود. همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.  مطالعات غیر درسی، حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی وهمچنین شاگردی استاد مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود. این شهید والامقام، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد. با شروع جنگ تحمیلی عازم میدان نبرد شد ورشادت های زیادی از خود نشان داد. از ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب. و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد. روز ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید. آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه توسط تلویزیون عراق،گرفته شد و در نشریه پلاک هشت نیز منتشر گردید.

 

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود.

خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم.

امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری.

خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام.

خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم.

خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت.

و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید.

دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته

ابراهیم هادی‌پور

مزار شهید ابراهیم هادی

مزار-شهید-ابراهیم-هادی

متن روی سنگ مزار شهید ابراهیم هادی

بیاد همه شهدای گمنامی

که مثل مادر سادات قبر و نشانی ندارند.

آغاز گمنامی ۱۳۶۱/۱۱/۲۲

 

آخرین صدای ضبط شده شهید ابراهیم هادی شب قبل از عملیات

صوت شهید ابراهیم هادی که یک شب قبل‌از عملیات و ۵ روز قبل‌از شهادت ضبط‌شده و با دوستانش عهد شفاعت می‌بندند. این صوت پس‌از ۳۵ سال، به‌صورت اتفاقی نزد یکی از ورزشکاران پیشکسوت به نام برادر صفوی پیدا شد و توسط سردار نظیفی در مراسم یادواره شهید ابراهیم هادی، که در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ در تالار وزارت کشور برگزار شد ،به خواهر بزرگوار شهید اهدا گردید.

مجموعه قهرمان من جلد ششم – امام خمینی

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من جلد ششم - امام خمینی

 

جلد ششم

امام خمینی (ره)

امام-خمینی  

با سعی مردم ما ، امام اومد به کشور

شاه و درباریاشم ، دیگه شدن دربه در

خمینی

پیست و دوم بهمن ، پیروز شد این انقلاب

خون پاک شهیدا ، دیگه نموند پی جواپ

 

از برکت انقلاب ، ایرانمون نامیه

با رهبری این مرد ، کشور اسلامیه

 

تلاش کنین حسایی ، آهای آهای بچه ها

گفته امام امیدش ، هس به دبستانیا

مجموعه قهرمان من جلد پنجم – شهید سردار سلیمانی

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من جلد پنجم - شهید سردار سلیمانی

 

جلد پنجم

سردار سلیمانی

سردار-سلیمانی

مجموعه قهرمان من جلد چهارم – استاد کامبوزیا

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من جلد چهارم - استاد کامبوزیا

 

جلد چهارم

استاد کامبوزیا

  شهید-کامبوزیا

یه باره شاه قلدر ، غائله ای به پا کرد

حجاب خانوما رو ، از سرشون جدا کرد

 

مأمورای رضاخان ، رفتن سراغ استاد

دعوت کنن از ایشون ، تو مجلساشون بیاد

کامبوزیا

اون میدونس که تو این ، مجالس ناصواب

خانومهای خونه شون ، باید باشن بی حجاب

 

برا همین صبح زود ، تا شپ می رفت پیابون

تا مأمورا نتونن ، دعوت کنن از ایشون

 

استاد شبانه روزی ، سرش توی کتاب بود

برای هر سؤالی ، به دنبال جواب بود

 

مجموعه قهرمان من جلد سوم – شهید اندرزگو

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من جلد سوم - شهید اندرزگو

 

جلد سوم

شهید اندرز گو

شهید-اندرزگو  

از بین این ۵نفر ، نگهبانای دربار

۴ نفرو گرفتن ، یکیشونم کرد فرار

 

اون یک نفر فراری ، شما میدونین کیه ؟

قهرمان این قصه اس ، اسمش سيد عليه

قهرمان 

نیروهای ساواکی ، دنبال اون میگشتن

اگه پیداش ، میکردن ، حتما اونو میکشتن

مجموعه قهرمان من جلد دوم- شهید میرزا کوچک خان جنگلی

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من جلد دوم- شهید میرزا کوچک خان جنگلی

 

جلد دوم

میرزا کوچک خان جنگلی

قهرمان من

اون روزا ایرانمون ، ضعیف بود و ناتوان

میرزا دلش می طپید برای خاک ایران

 

از یه طرف روسیه ، از یه طرف انگلیس

از یه طرف پادشاه ، هر سه رفیق ابلیس

قهرمان 

میرزا تفنگو برداشت ، تا بکنه یه کاری

وایسه چلو حمله ی روسیه ی تزاری

 

مجموعه قهرمان من – جلد اول شهید هادی

۵,۶۰۰ تومان

مجموعه قهرمان من - جلد اول شهید هادی

جلد اول

شهید هادی

شهید-ابراهیم-هادی

ابراهیم اسم این ، بنده خوب خدا

یک جوون با ادب ، قوی و پاک و رعنا

 

حسابی ورزش میکرد ، تا بدنش قوی شه

تا کارهای خوب کنه ، تو خوبی اولی شه

 

بازوهای ابراهیم ، قوی و پر زور بودن

استاد والیبال و ضرب ی رو تور بودن

 

ابراهیم وقت بازی ، با پاهای برهنه

با پاچه های تا زده ، میومد توی صحنه

 

این ور تور ابراهیم ، اون ور تور ۵ نفر

با اختلاف ۱۰ تا ، بـرنـده میـشد آخر

کامبوزیا

۱۱,۰۰۰ تومان

کامبوزیا --- زندگینامه و خاطرات دانشمند شهید امیر توکل کامبوزیا

دانشمند ناشناخته

مشخصات شهید امیر توکل کامبوزیا

*نام و نام خانوادگی: امیر توکل کامبوزیا

*نام پدر: امیر بابا مشیر دیوان

*محل تولد :تهران

*تاریخ ولادت: ۱۲۸۳

*تاریخ شهادت : ۱۳۵۳/۰۷/۲۴

*محل شهادت: کتابخانه

*نحوه شهادت: مسمومیت در استکان چای توسط ساواک

*مدت عمر: ۷۰ سـال

*محل مزار : کتابخانه استاد کامبوزیا در زاهدان

*کتاب مربوط به این شهید: کامبوزیا

تصورش کمی مشکل است . باورش سخت است اما حقیقت دارد . اینکه سالها پس از فروغ دانشمندان بزرگ ایرانی ، نظیر ابن سینا و خیام و ... یک دانشمند دیگر ، هم وزن و هم رده آنها پا به عرصه وجود گذاشته باشد ! کسی که در دهها رشته علمی ، گوی سبقت را از بقیه ربوده و علامه ای در علوم مختلف باشد .

شاهدان و شاگردان او هنوز هستند تا شهادت دهند که چگونه انسانی را در قرن معاصر دیده اند .

مردی که در تهران به دنیا آمد ، اما گوشه ای از کویر خشک سیستان ، محل زندگی اش شد . بزرگمردی که علم و عمل را با هم درآمیخت و تبدیل به الگویی برای دانشمندان معاصر و آیندگان گردید .

سخن از مسلمانی است که حافظ و مفسر قرآن بود . هیچگاه از مسیر بندگی حضرت حق فاصله نگرفت و تمام علم خود را مدیون عمل به قرآن بود .

او مرد علم وسیاست بود. را ه صحیح راشناخت ودر مسیرالهی قدم برداشت . دشمنان خدا را خوب می شناخت و به دیگران معرفی می کرد .

در راه ارمان الهی خود ، با بزرگان دین و مبارزین انقلابی همراه شد و تا پای جان در این مسیر قدم برداشت .

آری سخن از امیر توکل کامبوزیاست ، دانشمندی گمنام را بر شهرت ترجیح داده ، بزرگمردی که دانشمندان و اسانید دانشگاههای غربی ، بهتر از هموطنانش ، او را شناختند.

پر روفسور بالزان فرانسوی پس از دیدار با ایشان و مراجعت به فرانسه ، در کتاب خود به نام تپه اسرار آمیز در مورد او می نویسد « احترام و سپاسگذاری من برای علامه امیر توکل کامبوزیا چنان بزرگ است که می توانم بگویم تمام امواج علمی و مفید را برای تحقیقات علمی ام از او درک کردم . » اری سخن از چنین مردی است . مردی عاشق قرآن و اسلام شخصی با مجموعه ای از صفات متعالی اسلامی و انسانی دانشمندی مسلط به چندین زبان زنده دنیا و دارای مدرک و تحقیقات در یازده رشته علمی !

اما گوهری این گونه ، مانند کشاورز و دامداری ساده ، در روستایی در اطراف زاهدان زندگی می کرد ! او کار و تحقیقات علمی را با هم درآمیخت و نیم قرن از عمر گران بهایش را اینگوه سپری کرد . کامبوزیا کشاورزی بود که در دانشگاههای فرانسه کرسی استادی داشت !

هرچه بخواهیم از او بگوییم باز حق مطلب ادا نمی شود . جالب است بدانید که او ۲۸ فرزند از خود به یادگار گذاشت که بیشتر آنان نیز از نوابغ علمی این کشورند .اگر درقرن معاص مردم وجوانان ما دکتر حسابی را به جهت حضور در جمع شاگردان انیشتن و نظریات علمی اش شناختند ، اما متأسفانه استاد کامپوزیا ، این دانشمند برجسته ، به دلایل مختلف ناشناخته ماند .

ایشان مواضع سیاسی و خط فکر انقلابی داشت ، او در جوانی ، یار و همراه کلنل پسیان بود و با استبداد رضاخانی مقابله کرد . ایشان توسط رژیم پهلوی مورد تعقیب قرار گرفت و به سیستان تبعید شد.

با فراگیر شدن نام امام خمینی ( ره ) در اوایل دهه چهل ، گمشده اش را یافت و به همگان توصیه می کرد که به سراغ ایشان بروند . کامبوزیا بی پروا از خاندان پهلوی انتقاد می کرد و ساواک ، پرونده ای با سیصد صفحه برایش ساخت !

دانشمند کویر نشین ایران ، در آخرین روز ماه مبارک رمضان در سال ۱۳۵۳ دار دنیا را وداع گفت . برطبق شواهد و قرائن ، این خورشید آسمان علم و معرفت ، به دست اهریمنان به شهادت رسید.

دیدار

دکتر جعفر کامپوزیا(نماینده مردم زاهدان درمجلس ششم )

من قبلا هم زاهدان ( به محضر ایشان ) رفته بودم . آن وقت یکی از مسائل ما در عرصه مبارزه ، مسئله صهیونیستها بود. اما روی مسئله صهیونیست ها تکیه کرده بودند و به همه گفته بودند که از اینها بترسید . دارند مداخله می کنند .

مرحوم کامپوزیا به قدر حساسیت بر یهودیها ، نسبت به هیچ چیزی در دنیا حساسیت نداشت . یک دید خیلی وسیعی نسبت به دخالت های یهود داشت .

همین چیزی که الان شما میبینید و معروف شده به لابی صهیونیست و می گویند لابی صهیونیست چقدر قوی است . یعنی در همه دنیا دخالت می کند و واقعیت هم همین است . ایشان در همان سالها همینها را توجه کرده بود . مرحوم کامبوزیا مرد جالبی بود . خدا ان شاء الله رحمتش کند . »

حضرت آقا در جای دیگری باز به نقل خاطرات استاد کامبوزیا پرداخته و فرمودند : « در جلسات مخفیانه ای که در زمان سفر ایشان در مشهد برگزار می شد ، مرحوم کامبوزیا برای ما اثبات کردند که حتی شهادت امیرالمؤمنین علی و جنگ صفین نیز به نیرنگ و دسیسه یهود بوده . »

وصیت نامه

در لابه لای نامه ها و نوشتجات استاد ، به عبارات زیبایی برمی خوریم : « دیری نخواهد گذشت که مردان مرد و زنان زن و باتقوا ، به جای مردان بی هدف ، باز مسیر آدمیت را بر مسیر انسانیت بر خواهند گرداند که آن هم در لوای اسلام خواهد بود وبس ... »

کدام ملت و کدام قوم و کیش می تواند مثل اسلام ، مردانی با اخلاص و فداکار در تاریخ نشان دهد. غریب یعنی دانایی در میان نادانان.

افراد حکومت اسلامی باید تمامی دانشمند باشند بخصوص در علوم قرآنی و سیاسی و تاریخی.

جنایت یعنی واگذاری حکومت اسلامی به افراد نادان.

وقتی از او در مورد عدم زندگی در شهر سؤال شد گفت : شهرنشینی و قاطی شدن با تمدن ، روح زندگی را از انسان می گیرد . من طبیعت را دوست دارم . به کشاورزی عشق می ورزم و خوشحالم در جایی زندگی می کنم که هیچ سر و صدایی نیست و با راحتی می توانم به مطالعاتم ادامه دهم ...

مزدوران و جاسوسان انگلیس در هر صنفی دسته ها یا به اصطلاحِ فعلی شبکه ها تشکیل می دادند که مردم را برعلیه از خود گذشتگان بیدار ، به جعل اتهامی از قبیل بی دینی و ارتداد یا جرم هایی فاحش ، بدنام کرده برعلیه آنها بشورانند تا مگر در بلوایی او را از پا درآورده و یا از وطن و آشیانه متواری کنند و یا به نیروی تارهای بی شمار قانون های وضع شده گوناگون و قضاء دست آموز، پرونده سازی کرده و به عذر سوء سابقه ، آبرویش را ریخته و از حقوق اجتماعی محرومش ساخته ، این آزادگان را ازآسمان جلالت به خاک حقارت دراندازند تا بیاید روزی که ناله سوزان "از ماست که برماست" ، آتشی فروزان شده خرمن هستی، اهرمن و اهریمن پرست را تل خاکستر کند .

البته این دسائس داشت . برخلاف ما ایرانیها و مسلمانها که می گوییم سیاست یعنی پدری و برادری و اصلاح امور معاش و معاد مردم ها انگلیسی ها می گویند : « سیاست ما یعنی تجارت ما »

انصافا با یک نظر عمیق و دور از طرف داری و مخالفت هر اندازه انسان بخواهد قرآن مجید را یک کتاب مذهبی ساده بنگرد ، محال علمی است .خواندن و تدبر در آن در هر مرتبه ، خواننده را از پایه ای به پایه دیگری میبرد . ظاهر عجیب و باطن عمیقی که در این کتاب مقدس به کار رفته ، به هیچ چیز جز کلمه اعجازِ مطلق، نمی توان تعبیر نمود .

خداوند چنین خواسته :« گفتار بشر نیست که مثل خود او کهنگی پذیرد ، این کتاب از سنخ افکار و اطلاعات انسانی نیست ، از مبدئی فرود آمده که آن مبدأ ، کائنات را آفریده ، بر ظاهر و باطن هستی بینا بوده ، عطف به یک جهت گوینده آن را از جهات آفرینش غافل نساخته ، زنجیری است که هر حلقه آن ، بانی اتصال و هادی انوار عالم مرئی و غیر مرئی است. همه چیز را گوینده این کتاب دیده و بر همه هستی در موقع انشاء آن ، از گذشته و آینده بصیر بوده گویا کائنات به دنباله این کتاب به مرجع خود، برق اسا سیر می کند . یا این کتاب آن را به سوی مقصود می کشاند ، انسان و کمیت او محال است که با کاملترین نیروی مهارت بتواند بر کمترین و ساده ترین وجه قرآن مقابله نماید.